![]() |
![]() |
|
| عشق در لحظه اي پديد میآيد،دوست داشتن در امتداد زمان،اين اساسیترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است |
|
دير زماني است روي شاخه اين بيد مرغي بنشسته كو به رنگ معماست نيست هم آهنگ او صدايي ‚ رنگي چون من دراين ديار ‚ تنها ‚ تنهاست گرچه درونش هميشه پر ز هياهوست مانده بر اين پرده ليك صورت خاموش روزي اگر بشكند سكوت پر از حرف بام و دراين سراي ميرود از هوش راه فروبسته گرچه مرغ به آوا قالب خاموش او صدايي گوياست مي گذرد لحظه ها به چشمش بيدار پيكر او ليك سايه روشن روياست رسته ز بالا و پست بال و پر او زندگي دور مانده : موج سرابي سايه اش افسرده بر درازي ديوار پرده ديوار و سايه : پرده خوابي خيره نگاهش به طرح هاي خيالي آنچه در آن چشمهاست نقش هوس نيست دارد خاموشي اش چو با من پيوند چشم نهانش به راه صحبت كس نيست ره به درون مي برد حكايت اين مرغ آنچه نيايد به دل ‚ خيال فريب است دارد با شهرهاي گمشده پيوند مرغ معما دراين ديار غريب است سهراب سپهری |
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 اسفند1384ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت : هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست |
| پیوندهای روزانه |
|
Love & Hope THE WATER’S FOOTSTEPS صدای پای آب آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سهراب سپهری فروغ فرخزاد تصاویر فریدون مشیری زندگی نامه احمد شاملو Love اخوان ثالث |
|
RSS
|