![]() |
![]() |
|
| عشق در لحظه اي پديد میآيد،دوست داشتن در امتداد زمان،اين اساسیترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است |
کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگ های آرزویم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پردرد می شد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد وه... چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پرشور و رنگ آمیز بودم شاعری در چشم می خواند... شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد در شرار آتش دردی نهانی نغمه ی من... همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته پیش رویم: چهره ی تلخ زمستان جوانی پشت سر: آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام: منزلگه اندوه و درد و بدگمانی کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم فروغ فرخزاد دوستان عزیز ممنون از نظرات همگی . فعلاْ این آخرین پست وبلاگمِ . اگه خدا بخواد بعد امتحانات بازم میام . یعنی حدود ۱ ماه دیگه دوباره آپ می کنم . منتظر نظرات گرمتون هستم . با تشکر مدیریت وبلاگ : الهام
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 دی1386ساعت 7:41 قبل از ظهر توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت : هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست |
| پیوندهای روزانه |
|
Love & Hope THE WATER’S FOOTSTEPS صدای پای آب آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سهراب سپهری فروغ فرخزاد تصاویر فریدون مشیری زندگی نامه احمد شاملو Love اخوان ثالث |
|
RSS
|