![]() |
![]() |
|
| عشق در لحظه اي پديد میآيد،دوست داشتن در امتداد زمان،اين اساسیترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 7:28 قبل از ظهر توسط الهام |
|
|
« ــ نازلي ! بهار خنده زد و ارغوان شكفت . در خانه ، زيرِ پنجره گل داد ياسِ پير . دست از گمان بدار ! با مرگِ نحس پنجه ميفكن ! بودن به از نبودن شدن ، خاصه در بهار ... » نازلي سخن نگفت ؛ سرافراز دندانِ خشم بر جگرِ خسته بست و رفت ... « ــ نازلي ! سخن بگو ! مرغِ سكوت ، جوجهيِ مرگي فجيع را در آشيان به بيضه نشسته ست ! » نازلي سخن نگفت ؛ چو خورشيد از تيرگي برآمد و در خون نشست و رفت ... نازلي سخن نگفت نازلي ستاره بود يك دم در اين ظلام درخشيد و جَست و رفت ... نازلي سخن نگفت نازلي بنفشه بود گُل داد و مژده داد : « زمستان شكست ! » و رفت ... احمد شاملو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط الهام |
|
|
خيز از جا ، پي آزادي خويش خواهر من از چه رو خاموشي خيز از جاي كه بايد زين پس خون مردان ستمگر نوشي كن طلب حق خود اي خواهر من از كساني كه ضعيفت خوانند از كساني كه به صد حيله و فن گوشهي خانه ترا بنشانند تا به كي در حرم شهوت مرد مايهي عشرت و لذّت بودن تا به كي همچو كنيزي بدبخت سر مغرور بپايش سودن بايد اين نالهي خشم آلودت بي گمان نعره و فرياد شود بايد اين بند گران پاره كني تا ترا زندگي آزاد شود خيز از جاي و بكن ريشهي ظلم راحتي بخش دل پر خون را جهد كن جهد كه تأمين كني بهر آزادي خود قانون را فروغ فرّخزاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 6:40 قبل از ظهر توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت : هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست |
| پیوندهای روزانه |
|
Love & Hope THE WATER’S FOOTSTEPS صدای پای آب آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سهراب سپهری فروغ فرخزاد تصاویر فریدون مشیری زندگی نامه احمد شاملو Love اخوان ثالث |
|
RSS
|