![]() |
![]() |
|
| عشق در لحظه اي پديد میآيد،دوست داشتن در امتداد زمان،اين اساسیترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است |
|
مي مكم پستان شب را وز پي رنگي به افسون تن نيالوده چشم بر خاكسترش را با نگاه خويش مي كاوم از پي نابودي ام ديري است زهر مي ريزد به رگهاي خود اين جادوي بي آزرم تا كند آلوده با آن شير پس براي آن كه رد فكر او گم كند فكرم مي كند رفتار با من نرم ليك چه غافل نقشه هاي او چه بي حاصل نبض من هر لحظه مي خندد به پندارش او نمي داند كه روييده است هستي پر بار من در منجلاب زهر و نمي داند كه من در زهرمي شويم پيكر هر گريه ‚ هر خنده در نم زهر ‚ است كرم فكر من زنده در زمين زهر مي رويد گياه تلخ شعر من سهراب سپهری |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت : هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست |
| پیوندهای روزانه |
|
Love & Hope THE WATER’S FOOTSTEPS صدای پای آب آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سهراب سپهری فروغ فرخزاد تصاویر فریدون مشیری زندگی نامه احمد شاملو Love اخوان ثالث |
|
RSS
|