تبليغاتX
زیر باران باید رفت
عشق در لحظه اي پديد می‌آيد،دوست داشتن در امتداد زمان،‌اين اساسی‌ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است

سلام دوستان عزيز :

 

با عرض پوزش فعلاً اين آخرين پستيه كه تو وبلاگم قرار ميدم ، چون امتحانات پايان ترم شروع شده و

 

درسامهلت نمي‌دن . انشاءالله بعد از امتحانات در خدمت همه‌ي عزيزان هستم .

 

با تشكر : مديريت وبلاگ ( الهام )

                                                

يادمان باشد از امروز جفايي نکنيم

 

گر که در خويش شکستيم صدايي نکنيم

 

خود بتازيم به هر درد که از دوست رسد

 

بهر بهبود ولي فکر دوايي نکنيم

 

جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم

 

شکوه از غير خطاست خطايي نکنيم

 

ياور خويش بدانيم خداياران را

 

جز به ياران خدا دوست وفايي نکنيم

 

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 

طلب عشق زهر بي سرو پايي نکنيم

 

گر که دلتنگ از اين فصل غريبانه شديم

 

تا بهاران نرسيده است هوايي نکنيم

 

گله هرگز نبود شيوه ي دلسوختگان

 

با غم خويش بسازيم و شفايي نکنيم

 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

 

وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نکنيم

 

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست

 

گر شکستيم زغفلت من و مايي نکنيم

 

و به هنگام نيايش سر سجاده ي عشق

 

جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

 

مهرباني صفت بازار عشاق خداست

 

يادمان باشد از اين کار ابايي نکنيم

 

سهراب سپهری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط الهام | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط الهام | 

تا شقايق هست زندگي بايد كرد .

One must lives as long as anemone blooms

   سهراب سپهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط الهام | 

شب را نوشيده ام

 

و بر اين شاخه هاي شكسته مي گريم

 

مرا تنها گذار

 

اي چشم تبدار سرگردان

 

مرا با رنج بودن تنها گذار

 

مگذار خواب وجودم را پر پر كنم

 

مگذار ازبالش تاريك تنهايي سر بر دارم

 

 و به دامن بي تار و پود رويا ها بياويزم

 

سپيدي هاي فريب

 

روي ستون هاي بي سايه رجز مي خوانند

 

 طلسم شكسته خوابم را بنگر

 

بيهوده به زنجير مرواريد چشم آويخته

 

 او را بگو

 

تپش جهنمي مست

 

او را بگو : نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام

 

 نوشيده ام كه پيوسته بي آرامم

 

 جهنم سرگردان مرا تنها گذار

                                                            سهراب سپهری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط الهام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايد اينجور نوشت :
هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست

پیوندهای روزانه
Love & Hope
THE WATER’S FOOTSTEPS
صدای پای آب
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
سهراب سپهری
فروغ فرخزاد
تصاویر
فریدون مشیری
زندگی نامه
احمد شاملو
Love
اخوان ثالث
پیوندها
welcom to my world
* My weblog * Love & Hope *
یک نقطه
بی قرار
مطالب عشقولانه
تازه های ادبی
کلماتی از یک کوهنورد
همیشه با عشق
عشق و دوست داشتن
استاد محمد رضا شجریان
معصوم
فصل خاکستری
عصر جدید
عشق نم خورده ( تنگنا )
کسي صدايم مي زند ...
پژواک
الهه ناز
smack
اگه بودی حالا...
.:.حرف دل.:.
بی سرزمین ترازباد...
باران عشق
خرابات
در خیابان های سرد شب
شبهای دلگیر اما پر ستاره
مطالب پراکنده
کوتاهتر از یک خواب
م-ح-آدمک
شاخه گلی برای تو ...
.•*..*•. الهه ی بیداری.•*..*•.
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

welcom to my world